اتاق مامان بزرگ، سطل زباله کوچک داشت که سیب ممنوعهی ما بود. یک سطل فلزی با نقش دو کودک برهنهی خندان. ما، حق نداشتیم هیچ چیزی را بیندازیم توی آن سطل. مامانبزرگ همیشه میگفت «جای پوست میوه و آت و آشغ
اول بذار خدا رو شکر کنم از اینکه در ایران دنیا اومدم که لا اقل مردمی داره که غیــرت ، خدا ، کمک به هم نوع ، حیا ، صداقت و ... براشون مهمه و شکـــــر بابت اینکه در بین مردمی زندگی نکردم که خیانت دوست ب
به نام خــــــــدا عنوان مقاله : کمیدیرتر
گاهی اوقات این کمیدیرترها ،حرکت یک جریان را تغییر میدهد ، گرچه همه اقشار جامعه دراین موثرند اما تاثیر خواص ، از جمله ی موثرترین اثر بخش دهی یک جامعه است ، ل